تبلیغات
زیبایی های زندگی - دوست
زیبایی های زندگی

آرام می آید
از كنارمان می گذرد
و نیز آرام میرود
آنچنان بی ریا كه حتی وجودش محسوسمان نیست
وجودی كه سراسر عشق است و رویش
موج است و جوشش
اما كرانه ایست آرام
و پروانه ایست بی مدعا كه آوایش تنها در گوش آشنایان می نشیند
و سوختنش را تنها دیدگان مشتاقان می بیند
و ای دریغ و صد افسوس
كه هنوز آشنا نشده ایم از كنارمان می گذرد
و این بار برای همیشه
این واماندگان از راه دراز ابدیت را به خود وا می نهد
اما گاه كه اثر قدمهایش را در هر جا حس می كنیم
فریاد بر می آوریم كه:
هنوز ریشه زائیده بهار منی
به باغ عشق ، گل سرخ اعتبار منی
شب و غروب و كف و باد و موج می میرند
تو ای كرانه آرام ماندگار منی
دوستان هماره سر زده می آیند
و آهسته در برمان می گیرند
به گرمی دستانمان را می فشارند
و به آرامی در گوشمان نجوای محبت سر می دهند
برایمان تنگ راه هدایت را به شرح می نشینند
و افق وسیع عشق را می گشایند
دوستان خورشید های پنهانند
كه تنها آرام بخش دلهای تپنده و گرما دهنده می باشند
ایشان همیشه در سپیده می آیند
و با غروب پر كشیده می روند
و ما……..
و ما چنان سردیم و به خود خفته
كه نه حرارت وجودشان را حس می كنیم
و نه گرمای دستانشان را
چنان ماتیم و سر در گم
كه نه شراب محبتشان را در كام می كشیم
و نه سرخی افقشان را در دیدگان
دوستان گلهای سرخند كه بزودی پژمرده می شوند
و پروا گرانند كه دمی دیگر خاموش می گردند
پروانگانند كه لحظه ای بعد
خاكسترشان نیز بر بالهای باد اوج خواهد یافت
و مرغان باغ ملكوتند كه چند روزی بیش در این قفس نخواهند پائید
اگر دریافتیمشان و لحظات همدمیشان را درك نمودیم
و نیز همت را بدرقه راهشان كردیم
توان آنرا می یابیم كه ازین زندان بگسلیم و به رندان بپیوندیم
ولی اگر به این زندان انس گرفتیم وحاضر به پرواز حتی برای نزدیكترین قله هم نشدیم
پس وای بر ما كه درماندگان وادی حسرتیم
و واماندگان راه طریقت
و بازماندگان عاشقان بی بازگشت
فلبهایمان را از زنگار بازشوئیم
كه هر چند خود بی بازگشتند
اما آوایشان هنوز رسالت
و شعله عشقشان هنوز گرما بخش
جانهاست


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 28 آبان 1386 توسط زیبا