تبلیغات
زیبایی های زندگی - میهمان نا خوانده
زیبایی های زندگی

تو آن ستاره قطبی ستاره سحری

که در سیاهی شبهای من درخشیدی

میان سینه ی سرد و لب کویری من

نهال عشق شدی بذر خنده پاشیدی

و با تو رنگ بهاران به خانه ام آمد

شکوه سبز چمنزارهای رویایی

تو مهمان دل خسته از غمم گشتی

و من شدم همه دلداگی و شیدایی

میان چشم های تو خورشید آشیان دارد

درون سینه ی گرمت حکایتی زیبا

حکایتی ز وفاداری و محبت و عشق

حکایتی که جهان تا به پاست پا برجاست

تو آفتاب منی هم چنان درخشان باش

وجود شب زده ام را تو صبحگاهی کن

منم که بی تو سراپا نیاز و تشویشم

تو با من و دل تنگم هر آنچه خواهی کن


زهرا پیشرفت از کتاب راز گل سرخ




نوشته شده در تاریخ شنبه 22 تیر 1387 توسط زیبا